چو بیایی دهمت جان

چو بیایی دهمت جان
چو نیایی کشدم غم

من که بایست بمیرم
چه بیایی چه نیایی

سعدی
دیدگاه ها (۳)

هوایت می زند بر سردلم دیوانه می گردد! ...چه عطری در هوایت هس...

مرا زیاد ببوس ''پدر''تو تنها مردی هستی که... محبت هایت ''بی ...

انقدر از تو گفته ام که خودم را به یاد نمی آورم ره گم کرده ام...

دوستت دارم را من نگاه میکنم ؛ تـــــــــو بفهم ،،،‎‌‌‌‌

گر بیایی دهمت جان و نیایی کشدم غممن که بایست بمیرم چه بیایی ...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل بود...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که از دل برود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط