آغوش بگشا تن وحشی گداخته ام را در میانه ی بازوانت

آغوش بگشا تن وحشی گداخته ام را در میانه ی بازوانت
رام کن ...
آرام کن ...
این روزها بسان دوزخی شده ام که راه میرود ...

#عارف_اخوان

#ازدواج
دیدگاه ها (۵)

به آتش می‌کشد لبخند تو شرم حضورم رابیفکن شعله نان‌آور کن آغو...

"شهید سید امید نصیری سلوشی"متولد:۱۳۸۴/۰۵/۲۰،کرجسید امید، سرب...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۵: بازتاب در چشمان یاقوتیهنگام...

پارت ۳۴ انتهایی چند ماه بعد از اون خواستگاریِ سینمایی، اخبار...

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

فیک : بین راندها

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

قسمت نه

پارت نهم | حقیقتات پرونده را روی میز گذاشت.دست‌هایش می‌لرزید...

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط