زندگی جدید فصل2
زندگی جدید فصل2
نویسنده
الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و هنوز علتش رو نفهمیدن
ویو خونه دزموند ها(همون انیا و دامیان)
انیا رفته حموم و دامیان هم سعی میکنه که بانداژ زخمش رو عوض کنه که انیا با حوله میاد بیرون(سلام منحرف های عزیزم چطورید)دامیان تا انیا رو میبینه پا میشه از اتاق میره بیرون تا انیا لباس عوض میکنه دامیان در میزنه
انیا:بیا تو
دامیان:میشه یه نگاه بی این زخم بکنی(زخم رو شکمش)
انیا:باش
و دامیان شروع به باز کردن دکمه های لباسش کرد
انیا:بزار ببینم،...یه زره پماد بزنیم فکر کنم خوب شه رفت پماد اورد و شروع به زدن کرد
انیا که فهمیده بود دامیان تو فکره
انیا:داری به چی فکر میکنی؟
دامیان:خوب انیا میدونی همیشه تو رابطه ها دخترا به پسرا چراغ سبز نشون میدن ولی تو تابه حال نشون ندادی😔
انیا خیلی اروم سینه رو داد جلو و اومد نزدیک دامیان
انیا:من خیلی وقت چراغ سبز نشون دادم تو خبر نداری☺️
و دایما اروم اروم اومد جلو تا وقتی که انیا کامل رو تخت دراز کشد(نکته:رو تخت نشستن و پماد زدن)
دامیان خیلی اروم اومد نزدیک انیا که
بیا پایین
بیشتر
که
دامیان:اول پاشو مو هاتو خوشک کنم بعد بگو چراغ سبز😏
و پاشدن دامیان مو های انیا رو خشک کرد
انیا رفت رو تخت دراز کشید
که
دامیان خیلی اروم اومد دست هاشو دور کمر انیا قفل کرد
دامیان سرشو گذاشت رو گردن انیا
دامیان:میشه فهمید که چقدر جا خوردی
انیا:د....ا.....می....ان
دامیان:ولی دست به مهره بازی😈
و گاز زد(ادامش رو خودتون می دونید😈)
***
نویسنده
الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و هنوز علتش رو نفهمیدن
ویو خونه دزموند ها(همون انیا و دامیان)
انیا رفته حموم و دامیان هم سعی میکنه که بانداژ زخمش رو عوض کنه که انیا با حوله میاد بیرون(سلام منحرف های عزیزم چطورید)دامیان تا انیا رو میبینه پا میشه از اتاق میره بیرون تا انیا لباس عوض میکنه دامیان در میزنه
انیا:بیا تو
دامیان:میشه یه نگاه بی این زخم بکنی(زخم رو شکمش)
انیا:باش
و دامیان شروع به باز کردن دکمه های لباسش کرد
انیا:بزار ببینم،...یه زره پماد بزنیم فکر کنم خوب شه رفت پماد اورد و شروع به زدن کرد
انیا که فهمیده بود دامیان تو فکره
انیا:داری به چی فکر میکنی؟
دامیان:خوب انیا میدونی همیشه تو رابطه ها دخترا به پسرا چراغ سبز نشون میدن ولی تو تابه حال نشون ندادی😔
انیا خیلی اروم سینه رو داد جلو و اومد نزدیک دامیان
انیا:من خیلی وقت چراغ سبز نشون دادم تو خبر نداری☺️
و دایما اروم اروم اومد جلو تا وقتی که انیا کامل رو تخت دراز کشد(نکته:رو تخت نشستن و پماد زدن)
دامیان خیلی اروم اومد نزدیک انیا که
بیا پایین
بیشتر
که
دامیان:اول پاشو مو هاتو خوشک کنم بعد بگو چراغ سبز😏
و پاشدن دامیان مو های انیا رو خشک کرد
انیا رفت رو تخت دراز کشید
که
دامیان خیلی اروم اومد دست هاشو دور کمر انیا قفل کرد
دامیان سرشو گذاشت رو گردن انیا
دامیان:میشه فهمید که چقدر جا خوردی
انیا:د....ا.....می....ان
دامیان:ولی دست به مهره بازی😈
و گاز زد(ادامش رو خودتون می دونید😈)
***
- ۱.۴k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط