#pain

#pain
#P⁹⁵
#Season²

+ بشین. راحت باش.
تهیونگ میگه و بعد به سمت آشپزخونه میره تا کمی چای آماده کنه برای پذیرایی.
_ راحت؟.... برای مهمونی نیومدم. میشه بدونم حموم خونه ات کجاس؟ من فقط برای دوش گرفتن اومدم.
تهیونگ برمیگرده و برای لحظه ای به جونگکوک نگاه میکنه.
+ ته راهرو، در سفید رنگ.
جونگکوک به سمت حموم میره. وارد میشه و به در تکیه میده و نفس حبس شده اش رو بیرون میره. تا چند دقیقه همینجوری اونجا وایمیسه. دلش میخواد بره.... دلش نمیخواد اونجا باشه.... دروغه.... خیلی دلش میخواد پیش تهیونگ باشه اما.... اما از طرفی هم دلش نمیخواد.... با کلافگی تکیه اش از در رو میگیره و به سمت دوش میره و شروع میکنه به دوش گرفتن. موقع استفاده از شامپو برای لحظه ای مکث میکنه. با خودش فکر میکنه اگر از اون شامپو استفاده کنه یعنی هم موهای تهیونگ هم موهای جونگکوک بوی یک شامپو میده؟... لحظه ای از اتاقک شیشه ای حموم به در اصلی حموم نگاه میکنه، نفس رو با صدا بیرون میده و بیخیال فکرایی که ذهنش رو مشغول کرده از شامپو استفاده میکنه. بعد از تموم شدن کارش، لباس میپوشه و از حموم بیرون میاد و بعد مستقیم به سمت در خونه میره تا از اونجا بره.
+ کجا میری با این عجله؟
جونگکوک با استرس لبش رو گاز میگیره و بدون اینکه برگرده سمت تهیونگ در همون حال میمونه.
_ خونه.
+ کلید داری؟
با گیجی و تعجب به طرف تهیونگ برمیگرده.
_ کلید.... نه.... کلید ندارم.
+ پس همینجا منتظر مین سو باش تا بیاد.
_ اما اخه......
+ اما و اگر نداره که. میخوای جلوی در خونه منتظرش باشی؟
سکوت. چی میتونست در مقابل این مرد بگه؟ بگه قلبم هنوزم وقتی حضور تو رو حس میکنه بیقراری میکنه و توی دهنم میتپه؟ بگه هنوز نتونستم فراموشت کنم؟ بگه دیدن، حس حضورت، بوی عطرت، بودن توی خونه ات همه و همه باعث میشه دیوونه بشم؟ چی میتونست بگه اخه. اون در مقابل تهیونگ هیچ حرفی نداشت تنها چیزی که داشت یک سکوت بود که با حرف های ناگفته پر شده بود، حرف هایی که سخته به زبون آوردشون حرف هایی که از حسرت و درد و غم پر شده، حرف هایی که شنیدنش ممکنه یک آدم رو از درد بکشه، حرف هایی مثل حرف های تهیونگ توی روز فارغ و تحصیلی که مثل گلوله های خار دار به قلب جونگکوک برخورد کرد....
+ بیا بشین و منتظر مین سو شو، ایستاده پاهات درد میگیره.
چطور میتونست با وجود اتفاق های گذشته انقدر راحت و بدون لکنت حرف بزنه؟ البته طبیعیه، حرف زدن برای کسی راحته که قلبش سالمه، برای کسی که هنوز قلب لعنتیش محکم و پر قدرت میتپه نه قلب ضعیف جونگکوک که مثل یک چراغ که خراب شده و چشمک میزنه اس.
دیدگاه ها (۰)

#pain#P⁹⁶#Season²جونگکوک با فکر مشغولش کمی کنار میاد و به مب...

فالو شه 😝@aaaa_021

فالوش کنید 😝@lonariyan

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟐کوک متعجب برمیگرده که تهیونگ ...

مخملی part 10*چند ساعت بعد*از خواب بیدار میشه. به درو برش نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط