دیشب به یاد چشم هایت گریه ردم دیدم چو خال بود جایت

دیشب بـه یادِ چشم هایت گریه ڪردم دیدم چو خالے بـود جایت‌، گریه ڪردمشاید خـدا این گونـه مے خواهد برایم بستـم لبـم را از شڪایـت، گـریـه ڪردم در ذهنِ بیتابم چو حَک شد نقشِ چشمت من تـا خدا ، تا بے نهـایت، گریـه ڪردمماچون دو مرغِ عشق باهم عهد بستیم اے جفتِ عاشق ، در هوایت گریه ڪردم من دوستت دارم،گواهِ عشقم این است دیدم چو سیلِ اشک هایت ، گریه ڪردم مـرغِ شـب از دلتنـگیِ مهتــاب افسردوقتے شنیـدم ایـن روایت ، گریـه ڪردم آئینـه از انـدوهِ مـن، چـون ابـر بـاریـدتنهـا نـه او ، من هم برایت گریـه ڪردم
دیدگاه ها (۰)

نازت اے دلبر خوش‌چهره! ڪشیدن داردجرعه‌جرعه لب لعل تو چشیدن د...

ای دو چشـمت انقلابی مخـــملی از رنگها🍃🌷🍃خفته در شهـــر صــــ...

مدت هاست با خودم فکر میکنمچگونه شروع شدی در من! وقتی که ...ا...

‌احتیاجی به تسبیح نیست.دستانت را که به من بدهی با انگشتانت ذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط