مانده تا پاییز ، بی تابت کند

مانده تا پاییز ، بی تابت کند
مانده تا ، باران بُغض از درد
بی خوابت کند
مانده تا ازسیل ِ
سوزن ریز باران و تگرگ
از جدائی و پریشانی ِ
یک شاخه و برگ
مانده تا موسم اشک
مانده تا بُغض ِ نسیم
اشک بگیرد
از غم آبادت کند
مانده تا ............................
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

مهربان ، همچو بارانیپریشان ، مثل زندانیگدازان همچو آذرماهخرو...

تا زرد نگردد برگتا درد نگردد مرگتا روزنه ی پندارپشت و پس این...

تاریک ترینمعنای ِ زندانماز مردم دنیا گریزانمعریان ِ حرف و وا...

مانده از یک شب دورخاطری مهتابیعکس یادی در آبیک شب ویک مهتابب...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

روزی...

بغض دوری از شما، دارد کبابم میکند.یاد زیبای شما، دلتنگ و آبم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط