وقتی فهمیدم جهان واقعی سازوکارِ سراسر ناآشنایی با جهان خی

وقتی فهمیدم جهان واقعی سازوکارِ سراسر ناآشنایی با جهان خیال‌های من دارد چنان حسی از تاراج و ویرانی به‌سویم هجوم آورد که تا آن وقت تجربه نکرده بودم . انگار دم دم‌های غروبی پاییزی در ویرانه‌ای رها شده باشم و صدایم ، هر چقدر هم که فریاد بزنم به گوش کسی نرسد .
دیدگاه ها (۰)

از این حجم گریه که موقع نوشتن نامه تا گلویم بالا می‌آید دارم...

‏میدونم تجربه شد ولی واقعا نیازی به این تجربه نداشتم.

i am dead

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط