پرده دوم: شب اول

پرده دوم: شب اول

جونگکوک، هم‌گروهی جین، چند روزی بود که رفتار جین را عجیب می‌دید. جین بیشتر از قبل در اتاقش می‌ماند، کمتر غذا می‌خورد، و شب‌ها با خودش حرف می‌زد.

یک شب، جونگکوک درِ اتاق جین را زد. کسی باز نکرد. از کلید اضافی استفاده کرد و وارد شد.

جین جلوی آینه نشسته بود و به انعکاس خودش خیره شده بود. چشم‌هایش باز، اما خالی از هر احساس.

«جین؟ حالت خوبه؟»

جین بدون اینکه برگردد، گفت: «اون توی آینه‌ست... داره بهم نگاه می‌کنه... می‌گه که تنهاست...»

جونگکوک جلو رفت و آینه را از دست جین گرفت. به آن نگاه کرد. فقط انعکاس خودش را دید.

«چیزی نیست. فقط خسته‌ای...»

اما وقتی آینه را کنار می‌گذاشت، در انعکاس شیشه‌ی پنجره، چیزی دید. یک سایه‌ی کوچک که شبیه جین بود. با لبخندی که تا گوش‌هایش کشیده شده بود.
دیدگاه ها (۰)

پرده سوم: تغییراتروزها گذشت. جین دیگر به‌ندرت با اعضای گروه ...

بچه دو پارت رو باهم گذاشتم پرده چهارم: راز آینهجونگکوک تصمیم...

عنوان: «آینه‌ی جین»---پرده اول: هدیه‌ی مرموزجین، عضو گروه BT...

هوا سرد بود و برگ‌های پاییزی توی خیابون می‌رقصیدن. جین و جون...

بچه ها دو پارت اخر هم با هم گذاشتم اگر خوشتو امد بهم یگید پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط