حوض خانه افکارم ماهی دارد به اندازه خیال‌های کودکی.

حوض خانه افکارم ماهی دارد به اندازه خیال‌های کودکی.

ماهی‌های رنگی افکارم سبز و آبی و نارنجی‌اند.

تاب می‌خورم روی پیچک مهربانی که دیوار قلبم را به آسمان رویا پیوند داده.

نسیم خاطرات دیروز روی گونه‌های باران خورده‌ام را نوازش می‌کند.

کمی تا قسمتی هوای چشمهایم شرجی می‌شود…

لحظه‌هایم ارغوانی می‌شود.

ثانیه شمارهای زمان به باران که می‌رسند آرام و باوقار می‌شوند…

چرایش را حتی پیچک باغ هم نمی‌داند!

لحظه‌ای سکوت به حرمت تمام دیروز و به عشق فردا…

شاید برکه آرزوها روزی به اقیانوس حقیقت لبخند بزند…

باور می‌کنم رویاهایم را تا آرزوهایم هم صدا با من، حقیقت را پیدا کنند…
دیدگاه ها (۱)

میدانی یک وقت هایی بایدروی یک تکه کاغذ بنویسیتعطیل استو بچسب...

دﺧـﺘــــــ ـــــ ــــﺮ ﮐـﻪ ﺑـﺎﺷـﯽﺑـﻬـﺎﻧـﻪ ﻧﯿــــﺴﺖﺣـﻘـﯿـﻘـﺘـ...

غم اگر به‌‌ آن‌جا برسد که از چشم‌ها خوانده شود دیگر نقطه‌ی پ...

دل‌تنگ ِ دل‌تپیدن‌ام . که دل ِ آدم بتپد برای کسی . از آن دل‌...

سفیر کبیر Grand Ambassador

باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۳۵ ✦ باران هنوز بی‌وقفه روی سقف سال...

امن ترین خطرپارت ۱۵«لحظه‌ای قبل از سقوط» هوای زیرزمین سنگین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط