من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان

من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمی کند،
نه ابرو به هم می کشد،
نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سایبان دیگران است.
نه ایرانی را به تبار انیرانی ترجیح می دهم، نه انیرانی را به ایرانی.
من یک لر بلوچ کرد فارسم.
یک فارسی زبان ترک، یک افریقایی اروپایی استرالیایی امریکایی آسیای ام، یک سیاهپوست زرد پوست سرخ پوست سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم، بلکه بدون حضور دیگران وحشت تنهایی و مرگ را زیر پوستم احساس می کنم.
من انسانی هستم در جمع انسان های دیگر بر سیاره ی مقدس زمین، که بدون دیگران معنایی ندارم."
دیدگاه ها (۲)

کاری نمی شود کردزندگی یک مهمانی اجباریست ...زنی از آرایشِ زی...

فقط کف پا را ماساژ ندهیدماساژ دادن روی پا علاوه بر کمک به تن...

برایم مهم نیستاز بیرون چگونه به نظر می آیم...کسانی که درونم ...

ﺍﺯ" ﺑﭽﮕــــﯽ"ﺑــﻬﻤﻮﻥ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦﺍﺯڪـــﺴﯽ"ﻧﺘـﺮﺱ،ﻓﻘـــﻂ ﺍﺯ" ﺧــﺪﺍ "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط