adopted father

adopted father
پارت 4
که آب قطع شد
+آی شیباللللللل من هنوز موهام کفه روش........الان چیکار کنم به بابا بگم‌

+بابااااااا[عربده]
_هانیول؟حالت خوبه
+آره فقط آب قطع شده[منحرف نشید از پشت در گفت]
_وایسا الان کنتر رو روشن می کنم
جیمین.چیشده صدای جیغ چی بود
_نه نگران نباش فقط به آجوما بگو
کنتر آب رو روشن کنه
جیمین.باشه
+خب درست شد
_باشع
+تو آینه به خودم نگاه کردم.....همه جای بدنم کبود بود...اگه جیمین منو با خودش میبرد اینطوری نمیشد....نمی بخشمت آقای پارک...گریه نکن هانیول تو دیگه کیم هانیولی

اومدم بیرون موهامو خشک کردم یه میکاپ ریز کردم لباس پوشیدم و رفتم پایین.....جیمین پایین بود
_خب دخترم مهمونا اومدن
+شروع کردیم به خوش آمد گویی اما بابا کلا یه دفعه سرد شد همه 90 درجه براش خم میشدن منم خوش آمد گویی میکردم که چند نفر دیگه اومدن که بابا دوباره گرم شد
_خب هانیول دخترم معرفی میکنم ایشون مادرم هستن..ایشون خالم..و آنا دختر خالم و اینم عمم و دختر عمم یونا

یونا.اوو اوپا خیلی وقت بود ندیده بودمت [با چس و عشوه]
_یونا لطفا آنقدر بهم نچسب.....مامان خاله عمه خوش اومدین....آنا خوش اومدی [تقریبا یکم سرد]
م.ج.دخترم خوشبختم
+منم خوشبختم مادر جان....و شما باید آنا باشی
آنا.وایی مامان نگاه کن چقدر خوشگله
+مرسی ..... و بغلش کردم
+و شما یونا هستید درسته
یونا.من ازت بزرگترم باید بگی خانم یونا
_یونا دختر منه و من تصمیم میگیرم چجوری حرف بزنه
+بابا عیب نداره... بفرمایید بشینید لطفا
چند دقیقه بعد 5 تا پسر کت شلواری اومدن که بابا و جیمین دوباره گرم شدن
یونگی.سلام هیونگ.....و شما
+تعظیم کردم و گفتم. هانیول هستم خوشبختم
دیدگاه ها (۴)

adopted fatherپارت 5ویو وقتی مهمونا رفتنم.ج.خب ماهم دیگه بری...

adopted fatherپارت 3_هانیول درو باز کنجیمین.چرا جواب نمیده_ا...

adopted fatherپارت 2+امم یه سوال داشتم_بگو+چرا منو انتخاب کر...

adopted fatherپارت 1ویو هانیولامروز خانم لی [رییس پرورشگاه] ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط