ویو ات

ویو ات


امروز به یه مهمونی دعوت شدم
یه لباس مشکی باز و خوشگل پوشیدم یه ارایش ملایم کرم و رفتم



ویو جنگکوک


با عضا آماده شدم و راه افتادیم و رسیدیم (نکته جنگکوک آیو رو دوست داره)
با عضا رفتیم داخل همه طرفدار جیغ.
مکشیدن و دست میزدن
من هم تا رو مو اون ور کردم یه دختر خیلی جذاب و س.. سی رو دیدم

و بعد آیو با همه سلام دادم و نشستم تا ات شروع کرد با حرف زدن
دیدگاه ها (۱)

ات: سلام به همه خوشبختم که دیدمتون میخواستم بگم بررای این که...

بچه ها میخوام رمان بزارم شخصیت اصلی: ات و جنگکوک و عضاو آیوک...

عشق دردناک²p²"ویو ا.ت"حدود ۳ سال دارم تو آمریکا با ته و دو ه...

نیمه ی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط