بسم رب الشهداء...

بسم رب الشهداء...






خاطره ای کوتاه از شــ‌هید مدافع حرم حــسین فیاض با نام جــ‌هادی''شرور یک..."

بعد از تشییع حسین رفتیم خونه تو خونه بحث شد ڪه شــ‌هدای سوریه شــ‌هید هستن یا نه؟

همسایشون خطاب به عڪس حسین میگه: من امشب7بار زیارت عاشورا میخونم،اگر تو واقعا شــ‌هیدی امشب بیا به خواب من...

شب زیارت عاشورا میخونه و می خوابه اون شب ڪه هیچی، اما چند شب دیگه حسین میره بخوابش همسایشون میترسه به حسین میگه: گفتم بیا به خوابم ولی نه هر شب!!!


بعد اون دیگه بخوابش نمیره هر کسی اینو می شنوه میگه:

حسین اون دنیا هم دست از شیطنت هاش برنمی داره...
نقل از فرمانده شهید حسین فیاض...






شهادت جامونده های گنه کاااار صلوات...
دیدگاه ها (۲)

پارت ۳

رمان دخت من

وقتی سر اینکه دیر خونه میاین دعوا کردین ....### نقطه شروع دع...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

لبخند قاتلپارت³⁹ویو سلیناز لحظه‌ای که از صحنه قتل برگشته بود...

فیک کوک پارت: ۱۰ویو کوکلنا خواست از پله ها بره بالا که از جا...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

وقتی بهت توجه نمی کرد

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟔جیمین:حالا چرا لبت ورم کردهپسر همونطور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط