قلدر مدرسه
قلدر مدرسه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۵
✓یعنی چی عشقم دیگه دوستم نداری(گریه الکی)
+ایشش ای کاش بعضی از ادما الکی ابغوره نمیگرفتند مگه نه الا
¥اره
+ببین دختر جون من نه از تو میترسم نه از اون دوست پسر چندشت(هووو درست حرف بزن باش)
داشتیم همینطوری بحث میکردیم که معلم اومد
٪اقای پارک اینجا چیکار میکنین
-هیچی الان میریم
٪باشه
جیمین با دارو دستش رفت منم با الا رفتیم نشستیم که معلم شروع کرد به درس دادن این درس خیلی کسل کننده هست ریاضی اخه کی ریاضی دوست داره اهه ای کاش زود تموم میشد همینطوری داشتم باخودم حرف میزدم که معلم صدام زد
٪خانم لی بلند شو بیا پای تخته این مسئله را حل کن
+عا خانم جانگ من حالم خوب نیس میشه نیام
٪باشه اگه حالت بده برو بیرون
+باشه
بعد از حرف معلم اومدم بیرون و به نرده های جلوی در کلاس تکیه دادم که دیدم از اون دور جیمین با اون دوتا دوستش چندشا دارن میان اهه به خاطر اینکه داشتند میومدند بدوبدو کردم ورفتم رو پشته بوم نشستم حس خوبی میداد به ادم رفتم اون لبه سنگ نشستم که پایین رو نگاه میکردم که دیدم جیمین اینا اومدند تو حیاط ای خدا هرجا میرم باید اینا بیاند اوففف
ویو جیمین
باورم نمیشد باباش اینطوری باشه یعنی واقعا هست اینجوری باید درموردش تحقیق کنم اصن چرا دختره برام مهمه به درک هر اتفاقی میخواد براش بیوفته از تو دفتر اومدیم بیرون همینطوری داشتیم رد میشدیم که از کلاس میرا اینا صدای داد میومد رفتیم تو دیدم سوا یه مشت زد تو دهن میرا و نشست روش تا میخواست زدتش دست بردار نبود که الا گرفتش باورم نمیشد این سوا باشه هنوز به سمته میرا میخواست هجوم بیاره که الا به زور گرفتش رفتم داخل که میرای چندش با گریه الکی اومد پیشم چقد ازش بدم میاد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۵
✓یعنی چی عشقم دیگه دوستم نداری(گریه الکی)
+ایشش ای کاش بعضی از ادما الکی ابغوره نمیگرفتند مگه نه الا
¥اره
+ببین دختر جون من نه از تو میترسم نه از اون دوست پسر چندشت(هووو درست حرف بزن باش)
داشتیم همینطوری بحث میکردیم که معلم اومد
٪اقای پارک اینجا چیکار میکنین
-هیچی الان میریم
٪باشه
جیمین با دارو دستش رفت منم با الا رفتیم نشستیم که معلم شروع کرد به درس دادن این درس خیلی کسل کننده هست ریاضی اخه کی ریاضی دوست داره اهه ای کاش زود تموم میشد همینطوری داشتم باخودم حرف میزدم که معلم صدام زد
٪خانم لی بلند شو بیا پای تخته این مسئله را حل کن
+عا خانم جانگ من حالم خوب نیس میشه نیام
٪باشه اگه حالت بده برو بیرون
+باشه
بعد از حرف معلم اومدم بیرون و به نرده های جلوی در کلاس تکیه دادم که دیدم از اون دور جیمین با اون دوتا دوستش چندشا دارن میان اهه به خاطر اینکه داشتند میومدند بدوبدو کردم ورفتم رو پشته بوم نشستم حس خوبی میداد به ادم رفتم اون لبه سنگ نشستم که پایین رو نگاه میکردم که دیدم جیمین اینا اومدند تو حیاط ای خدا هرجا میرم باید اینا بیاند اوففف
ویو جیمین
باورم نمیشد باباش اینطوری باشه یعنی واقعا هست اینجوری باید درموردش تحقیق کنم اصن چرا دختره برام مهمه به درک هر اتفاقی میخواد براش بیوفته از تو دفتر اومدیم بیرون همینطوری داشتیم رد میشدیم که از کلاس میرا اینا صدای داد میومد رفتیم تو دیدم سوا یه مشت زد تو دهن میرا و نشست روش تا میخواست زدتش دست بردار نبود که الا گرفتش باورم نمیشد این سوا باشه هنوز به سمته میرا میخواست هجوم بیاره که الا به زور گرفتش رفتم داخل که میرای چندش با گریه الکی اومد پیشم چقد ازش بدم میاد
- ۳.۷k
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط