ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت گر بی کار کجاست
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
دیدگاه ها (۱)

بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی... خسته نمیشوی. . .هرچه قدر گو...

زندگی یک پاداش است نه یک مکافاتفرصتی است کوتاه! تا ببالیبیاب...

درد میکشند خاطرات نیم خورده ای ک به کما رفته اند....نه توان...

گوش هایم را می گیرم! چشم هایم را می بندم! زبانم را گاز می گی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط