انداخت خیالت زِ ڪجایم

انداخت خیالت زِ ڪجایم
به ڪجاها .....!
دیدگاه ها (۱)

چون پیری در نفسهای اخرلحظه های با تو بودن راچنگ بر عقربه ها ...

سر چشمانش کجا این غوغا بودعطش دل را گر شراب چاره بود

#بانودر سر این قلمهاشور از تو نوشتن استان قلم خاموشفرزند نا ...

ارام بود دریاتا لمس کرد پاهایت تن عریان ساحل را با هر تکان ...

خیالت راحت😝

عطر خیالت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط