شمشیر خویش بر دیوار آویختن نمی‌خواهم

شمشیر خویش بر دیوار آویختن نمی‌خواهم
با خواب ناز جز در گور آمیختن نمی‌خواهم
شمشیر من همین شعر است، پرکارتر ز هر شمشیر
با این سلاح شیرین کار خون ریختن نمی‌خواهم
جز حق نمی‌توانم گفت، گر سر بریدنم باید
سر پیش می‌نهم وز مرگ پرهیختن نمی‌خواهم

سیمن بهبهانی
دیدگاه ها (۲)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

✅ متن سنگ قبر تعدادی از بزرگان تاریخ :▪️حافظ:بر سر تربت ما چ...

گر بوی یک شکن ز سر زلف دلبرمکفار بشنوند نگروند کافرموز زلف ا...

دوباره می‌سازمت وطن! اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو...

در خیال من نمی گنجد که آزارت کنمناز از حد برده ای , خواهم خب...

این مناظره شعری با شعر ” آزار ” سیمین بهبهانی شروع می شود : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط