عصر که می شود

عصر که می شود
دلم هوایت را می کند
هوای تو وخنده هایت
عصر که میشود
بی قرار می شوم
بی قرار خنده هایت
باز هم تنگ غروب است و دلم غَم دارد
بین گل ها همگی عِطر تو را کَم دارد
کاش بودی که نلرزد دلم از تنهایی
بی تو بسیار دلم غصه و ماتم دارد
دیدگاه ها (۷)

خالی ام از تو جهانم سخت زاری می کندبی تو دل از زندگی هم برکن...

با سرانگشت ڪشيدم به دلش عڪس تو راعڪس زيباے تو را سير تماشا ڪ...

دلم شکسته شد و ابلهانه میخندمنظر به روی همه بی بهانه میبندمک...

میخواستم برای سَرَم سایه بان شویدیوار و سقف خانه ی بی خانمان...

شعر و غزل

عاشقانه های شبنم

بی‌قرار توام و در دلِ تنگم گله‌هاستآه! بی‌تاب شدن، عادت کم ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط