کمی راجب شیزوکا/توموکا بدونیم🗣🗣>

کمی راجب شیزوکا/توموکا بدونیم🗣🗣>
خب بزارید براتون اول راجب خانوادش بگم:
پدر شیزو در واقع همون پدر ایزاناس ولی خود شیزو اینو نمیدونه تا موقعی که بزرگ تر بشه و بلا بلا بلا
اهم خب مادر شیزو معلوم نیست کیه و اینکه شیزو یه بچه نامشروعه
پدر ایزانا و مادر شیزو پس از تلاش های بسیار شیزوکا رو بدنیا آوردن ولی خب میشه گفت تا دو ماهگی شیزو،اونو پیش خودشون نگه داشتن ولی بعدا گذاشتنش تو پرورشگاه بدون اینکه اسمی براش بزارن یا یه همچین چیزی و اینا✨
و خب شیزو از همون موقع به بعد تو همون پرورشگاه بزرگ شد و تربیتش کردن و اینا
و اینکه از همون موقع بچه های بزرگ تر بهش زور میگفتن و اذیتش میکردن و اینا و به نحوی ازش به عنوان برده استفاده میکردن تا اینکه یه نفر کمکش کرد(یه نفر😝)
بعد از همه اینا تو سن ۸ سالگی شینیچیرو به سرپرستی قبولش کرد.
خلاصه که عضوی از سانو فمیلی شد و با یه سری اتفاقات مواجه شد و...
اینا به کنار نمیخوام کل فیک رو تو چند جمله اسپویل کنم🗣🗣
راجب باقی چیزا بگم
شیزو بین سانو فمیلی بیشتر از همه با اما راحته و معمولا اما رو بانو با دوشیزه خطاب میکنه(جهت حرصی کردن دراکن🌈)
با مایکی هم اگه یک ربع داخل یه اتاق تنها باشن همو میکن- چیز میکشن
دیگه که اینو بگم که شیزوکا تو بچگیش همیشه ساکت و گوشه گیر بود و تقریبا تا اواسط ۹ سالگیش تایپ شخصیتیش infp بود و بعد از ۱۰ سالگی کم کم تغییر کرد و شد entp. در آینده هم entx هستش.
اینم بگم که شیزوکا در تمامی مواقع دائم الگشنه هستش حتی اگه درحال خوردن غذا باشه بازم گشنه اش میش-
راستی اینم بگم که بعد از تغییر کردن اخلاق شیزوکا،شینیچیرو کم کم به جنسیت شیزوکا(چون بیش از حد وحشی شده بود) شک میکرد و میرفت که چک کنه تا مطمئن بشه با لگدی از طرف بابابزرگ مواجه میشد🌈
و...آها
شیزوکا ترس از رابطه داره و همین موضوع باعث شده که حتی اگه عاشق کسی باشه نمیتونه حسش رو بگه و از طرفی میترسه که یا طرف آدم مناسبی نباشه یا کلا ردش کنه یا تاکسیک باشه و برینه تو زندگیش.و اینکه شیزوکا در تمامی مواقع رو همه کرم میریزه فرقی هم نداره کی باشه.
و...
بعد از اما با سنجو بیییی نهایت راحته، زیر و بم زندگی همدیگه رو میدونن. اگه بخوان دوستیشونو تموم کنن هم به خاطر دونستن همه چیز راجب هم دوباره باهم دوست میمونن.
دیگه که با ایزانا هم راحته ولیخب نه به اندازه اما و سنجو یه چصه کمتر ولی بازم میدوستش.
به طور کلی فقط همین دو سه نفر بیشتر زندگی شیزو رو میدونن و از حفظن بقیه کمتر میشناسنش.
و اینکه با سنجو از ۶ سالگیش آشنا شده و از اون موقع باهم دوستن.
و راجب خط زمانی بونتن هم بگم که>
شیزوکا بنا بر دلایلی اسم و فامیلیش رو تغییر داد و به طور ناشناس عضوی از بونتن شد.
و دیگه راجبش بگم که
معمولا وقتی کوچیک تر بود و سنش کمتر بود همیشه موهاش حداکثر تا روی شونه هاش میرسید(زیاد نمیزاشت بلند بشه)
ولی تو بونتن که میخواست بپیونده موهاش رو پیکسی کوتاه کرد‌.
از طرفی هم موهاش به مرور زمان شروع کرد سفید شدن و تا تقریبا ۲۲ یا ۲۳ سالگیش کاملا موهاش سفید شد.
چشم هاش هم که لنز قرمز میزاشت تو خط زمانی بونتن.
به طور کلی انگار اویتش رو تغییر داده بود و در طول اون زمان منتظر بود که مایکی خودش متوجه این بشه که اون شیزوکاست.
عاا راستی شیزوکا در ظاهر رییس یه گنگ دیگه هم بود.
و در ضمن اینم بگم که شیزوکا بعد از یه ماجرایی حدودا یک سال بعد به طور مخفیانه ای ناپدید شد جوری که همه فکر میکردن مرده. اما...
تا اینجا رو توضیح دادم که طومار شد دیگه که...باقیشم که باید خود داستانو بخونید تا بفهمید چی به چیه الانم یه پارت میدم دیگه...
همین بوز
دیدگاه ها (۰)

a blossom in the darknessشکوفه ای در میان تاریکی* * * * * * ...

کونش شبیه پیاز نیست؟😦💔اهم چیز کمکگشادیم میاد فیکو بنویس-احسا...

وای وصل شدم خدایاشکرت پینترست ببخشید قدرتو ندونستم فداتشم من...

ثلاامم عامویی هااساعت ۵ صبح و بالاخره تموم شد-*خب 🗣☝🏻اول این...

ثلاممممممممممممممچطورین عشقای من ؟؟امیدوارم حالتون عالی باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط