part66

part66
.
.
(smat)
اجازه نداد جوابشو بده و بومو دنبال خودش کشید و برد توی اتاق طبقه دوم که قبلا اتاق بوم بود و درو بست
+هیونگ این چه کاری بود؟ همه اونجا بودن! یونجون تو مستی!!
یون جلو رفت تا جایی که بوم رو بین دیوار و خودش گیر انداخت، صورتشو پایین تر اورد تا موازی صورت بوم قرار بگیره نگاهشو از چشمای بوم به لباش برد و قفل شد
_نمیتونستم تحمل کنم با یه نفر دیگه جوری که با من رفتار میکنی رفتار کنی.. من نمیتونم به اشتراک بزارمت بوم! تو فقط مال منی
+تو مستی
_اره خیلی وقته مستم خیلی وقته نسخم خیلی وقته کنترلم دست خودم نیست بوم.. چم شده هوم؟
موقع حرف زدن حتی یه لحظه هم نگاهشو از لبای بوم بر نداشت!
+پشیمون نمیشی؟
خیلی این وجه یونجونو دیده بود وقتی مست میشد کنترلشو از دست میداد و بعدش مثل قبل رفتار میکرد.. یعنی بازم همینطوره؟
_هیچوقت اینقدر مطمئن نبودم!
و بلافتصله لباشو روی ل. بای بوم گذاشت اروم.. بدنشو نزدسک برد تا جایی که به بدن بوم چسبید
لباشو از هم باز کرد و ز. بونشو وارد دهن بوم کرد و روی ز. بون بوم کشید که باعث گر گرفتن بیشتر بدنشون شد
یونجون حالتشو عوض کرد و بوم رو روی تخت انداخت و بدون جدا کردن ل. باشون خودشم روی بوم دراز کشید و سعی کرد با دستش وزنشو روی بوم کامل نندازه، بوسه های آروم اما عم. یقی به لبای پسر زیباش میزد کم کم ب. وسه هاشون تند تر میشد و همزمان دمای اتاقم گرم تر میشد پس یونجون همونطور که به ب. وسیدن ادامه میداد دکمه های لباس بومو باز کرد و با کمی جدا شدن ازش بهش اجازه داد همه لباساشو دربیاره، سرشو تو گودی گردن بوم برد شروع به کاشتن ک. یس مارک های پررنگی شد که قطعا جاشون قرار بود بمونه البته گسی نمیدونست که قصد یونجونم همین بود! میخواست جای جای بدنش مهر مالکیت بزاره
بوم تلاش میکرد صداهایی که از دهنش خارج میشد رو کنترل کنه ولی یونجون ماهر تراز این حرفا بود!
دروغ نبود اگه میگفت دلش برای این حس تنگ شده بود یونجون مثل شکارچی که بعد مدت ها بالاخره به خواستش رسیده اصلا قصد آروم پیش رفتن نداشت، عصبانی بود و باید خودشو خالی میکرد؛ اون تو کل زندگیش فقط به یه نفر در این حد میل داشت و اونم بومگیو بود!
پایین تر رفت و قفسه سینه و شکم تخت بوم رو غرق ب. وسه کرد، بدن قشنگش زیادی آشنا بود.. بیشتر پیش رفت و ب. وسه ای روی کلاهک د*یک بوم زد که باعث شد بوم دستشو روی دهنش بزاره تا ن*اله نکنه
_بوم؟ چلوی خودتو نگیر بزار صدای قشنگتو بشنوم!
ولی بوم بازم جوابی نداد که یونجون یه دفعه کل حجم د**یک بوم رو توی دهنش برد و م*ک عمیقی بهش زد که باعث شد بوم ن*اله بلندی بکنه
+یونجون...
یونجون ز. بونشو دور د**ک بوم چرخوند و سرشو بالا پایین کرد و ن*اله های بوم حالا شدت گرفته بودن نزدیک بود بیاد ولی یونجون لحظه آخر سروش بالا برد
_باید با من بیای
کمی از روی بوم بلند شد و لباساشو در آ. ورد و به چای قبلش برگشت و اول به چشمای بوم نگاه کرد بعد آروم م*کی به ل*باش زد و د**کشو روی د**ک بوم گذاشت که ن*اله هردوشون تو د. هن هم خفه شد
مقداری از ل**و. ب رو روی انگشتاش ریخت و همونطور که به ب*وسیدن ادامه میداد دوتا از انگشتاشو روی رین*گ بوم قرار داد و تو یه حرکت وا*ردش کرد که باعث شد بوم کمرشو قوس بده و آ*هی بکشه و یونجون ز*بونشو تو دهن خودش س**اک زد.
دیدگاه ها (۰)

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط