یک پنجره ی باز و هوای ابری

یک پنجره ی باز و هوای ابری

دلشوره ی مُزمِن و کمی بی صبری

ازجمعه به سمتِ شنبه آواره شدن

با حادثه های ناگزیر و جبری
دیدگاه ها (۳)

دوستت دارم بہ حدے ڪہ اگر باشی براےِ تمـامِ لحظہ‌هایت فرشی از...

بانو ...تلفنت سال هاست که خاموش است برای خودم نمی گویم شاید ...

لعنت به رفتنتکه قشنگ می روی...!

مادرم گفت :عشق را ببوس و بگذار کنارباشد؛بیا اول ببوسمت ...بع...

‍ حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی وقت رفتن استباز ...

رها🦋 دلتنگت که می شومپنجره ی دلم را باز می گذارمتا نسیم خیال...

بعضی دلتنگی‌ها را نمی‌شود به زبان آورد... فقط کافی‌ست چشمم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط