اولین قرارمان،

اولین قرارمان،
بامِ تهران بود!
بلندترین مکان را انتخاب کردم،
تا تمام شهر را شاهد بگیرم برای دوست داشتنش
تمامِ شهر اما،
چشمِ دیدنمان را نداشتند...
تمامِ شهر اما،
حسود بودند...
تمامِ شهر عادت به دیدنِ خوشبختی نداشتند!
دیدگاه ها (۱)

آری، من دل بستم به کسی که در میان میلیاردها انسان، عاشق‌ترین...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

پروانه جان

ورق بزنید.......

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۳"☆ویو هانا☆تهیونگ چند قدم دور شد.اما حرف‌هاش......

عاشقانه های شبنم

📌روایت اشرف پهلوی از زاغه‌ها و روستاهای ایران 🔸بسیاری از مر...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴¹ویو: جونگ‌کوکدو روز بود که نخواب...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

عکس اتاق خواب ارا 1-2لباس فرم مدرسه 3ᴘᴀʀᴛ ۲۵ | دوست جدیداولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط