یونگی ویو

یونگی ویو

مامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و از پیش مبل تا میز کارم و یه سره پرید اومد محکم بقلم کردم خیلی بامزه شده بود محکم بقلش کردم رفتیم رو مبل نشستیم ا/ت خیلی خوشحال بود دستای منو گرفت و بلند بلند می خندید یهو یه لبخند گنده اومد رو صورتم یهو در اتاق رو یکی عین یابو اومد تو خنده رو صورت ا/ت ماسید برگشت و به کسی که اومده بود تو خیره شد می دونستم همیشه کی اینجوری میاد تو با عصبانیت گفتم
¥کانگ لی (با عصبانیت و آخرشم غرید)
□جانم ددی
¥دهنت رو ببند
□اووو ددی با مادر بچت اینجوری حرف نزن
&چیییییی
¥هاع چرا داری مزخرف میگی دختره ی هرزه
کانگ لی به من توجه نکرد و رفت ا/ت رو از موهاش گرفت و کشید
□ببین دختر جون من مدرک دارم که تو یه هرزه ای پس بهتره گوشتو از اینجا گم کنی یونگی مال منه
ا/ت ویو

داشتم شاخ در می آوردم کانگ لی خیلی محکم موهامو می کشید بغضم گرفته بود ولی با تموم وجودم داد زدم
&هی هرزه جون من تا الان با هیچ پسری رابطه نداشتم بعدشم من همه چیزو در مورد تو میدونم پس ولم کن
دستشو از رو سرم کشیدم و پیچوندم
¥ا/ت بس کن آروم باش
□آیییییی دستم
&اوخیش حقته
کانگ لی گوشیش رو در آورد و یه ویدیو پلی کرد اون من بودم داشتم یه پسرو می بوسیدم و اونم روم خیمه زده بود و بالا تنم به جز یه نیم تنه هیچی نبود
□حالا دیدی
&بلند خندیدم اون من نیستم من روی گردنم یه تتو دارم اما اون اینجا تو یه این فیلم رو گردنم نیست
یونگی خندید . کانگ لی با حرص از اتاق رفت بیرون

گایززز خب حمایت کنین بالخره وقت کردم یه پارت بزارم
دیدگاه ها (۰)

ایناهاش هنوز لباس مدرسه تنمه

تولد لیدرمون مبارک🥳🥳🥳🥳

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط