ببینمت . . .

ببینمت . . .
گونه هایت خیس اســـت . . . 
باز با این رفیق نابابت . . . 
نامش چی بود؟ 
هان! 
باران . . . 
باز با “باران” قدم زدی ؟ 
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . . 
همدم خوبی نیست برای درد ها . . . 
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد . . .
دیدگاه ها (۱)

دلتنگم... مثل خیلی از روزهای زندگانی ام. این روزها هیچ کس شر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

و حالا پاییز آرام و نجیب با چمدانی پر از برگهای طلایی از راه...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۹بعد از اعتراف ، رابطه‌ی هان و مینهو ...

free from the court (p10)

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط