شعرقدیمی

#شعر_قدیمی


🤍خداوندی چنین بخشنده داریم
که با چندین گنه امیدواریم

🦋که بگشاید دری کایزد ببندد
بیا تا هم بدین درگه بزاریم

🤍خدایا گر بخوانی ور برانی
جز انعامت دری دیگر نداریم

🦋سر افرازیم اگر بر بنده بخشی
وگرنه از گنه سر بر نیاریم

🤍ز مشتی خاک ما را آفریدی
چگونه شکر این نعمت گزاریم

🦋تو بخشیدی روان و عقل و ایمان
وگرنه ما همان مشتی غباریم

🤍تو با ما روز و شب در خلوت و ما
شب و روزی به غفلت می‌گذاریم

🦋نگویم خدمت آوردیم و طاعت
که از تقصیر خدمت شرمساریم

🤍مباد آن روز کز درگاه لطفت
به دست ناامیدی سر بخاریم

🦋خداوندا به لطفت با صلاح آر
که مسکین و پریشان روزگاریم

🤍ز درویشان کوی انگار ما را
گر از خاصان حضرت برکناریم

🦋ندانم دیدنش را خود صفت چیست
جز این را کز سماعش بیقراریم

🤍شرابی در ازل در داد ما را
هنوز از تاب آن می در خماریم

🦋چو عقل اندر نمی‌گنجید سعدی
بیا تا سر به شیدایی برآریم

#سعدی
دیدگاه ها (۴)

♦️ من هیچ وقت آشتی نمیکنم 😂🇮🇷

💠 ای مگس! عرصه سیمرغ نه جولانگه تو استعرض خود میبری و زحمت م...

#رباعی🕊شد یار و به غم ساخت گرفتار مرانگذاشت به درد دل افکار ...

مجید هستم ...😂😃

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط