مشتی گندم از گندمزار و مشتی عطرِ بابونه از حیاطِ خانه ی ق

مشتی گندم از گندمزار و مشتی عطرِ بابونه از حیاطِ خانه ی قدیمی
چند هندوانه که به داخل حوض انداخته شده و لواشک های روی سینی ها که چشمک می‌زنند و آغوش گرم مادربزرگ، خوشبختی چه میچسبد ..! ꧇)🔐💜

- مائده.ن
دیدگاه ها (۳)

﹙آنکه باورت دارد یک قدم جلوتر از کسی است که دوستت دارد💛🌊﹚- گ...

- از مجموعه قشنگیات!😌💙

پشت هر آدم موفق!کوهستانی سرد و تاریک از اهمیت ندادن به دیگرا...

بفرمایید 😊

خـیــانـــت دروغــیـن 𝔓𝔞𝔯𝔱²³/عشق ثابت میشودادامه پارت قبلدخت...

Chapter Seven, Part ¹¹همگیه وزرا و بانوان در حال نگاه کردن و...

الستور،سرشو برد توی موهای لوسیفر و نفسی عمیق کشید،عطر موهای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط