چه معصومانه دل دادم چه بی رحمانه دزدیدی
چه معصومانه دل دادم چه بی رحمانه دزدیدی
از این بی رحمی ات ،قلبم ببین هر بار میترسد
شدی بیمار من هر روز و گفتی عاشقم هستی
پرستارت شدم اما دل از بیمار میترسد
تورا هم دوستت دارم ولی دل بستنت سخت است
دل از این عشق بازی ها و این تکرار میترسد
شدممثل همان رودی که بی مقصد روان گشته
دل از این راه ناهموار و بس دشوار میترسد
نشسته مهر تو در سینه ام اما نمیدانم
چرا لرزیدم و دل گفت از این اصرار میترسد
نگو از عاشقی شاعر که امیدی به عشقت نیست
دل از اینکه شود پیش نگاهت خوار میترسد
شود تاجی به سر عشقت و گاهی خنجری باشد
دل از این حس نافرجام و این پیکار میترسد
عجب افسونگری کردی عجب سیمین بری بودی
ولی حسم از این دلداده ی در حال استغفار میترسد.
از این بی رحمی ات ،قلبم ببین هر بار میترسد
شدی بیمار من هر روز و گفتی عاشقم هستی
پرستارت شدم اما دل از بیمار میترسد
تورا هم دوستت دارم ولی دل بستنت سخت است
دل از این عشق بازی ها و این تکرار میترسد
شدممثل همان رودی که بی مقصد روان گشته
دل از این راه ناهموار و بس دشوار میترسد
نشسته مهر تو در سینه ام اما نمیدانم
چرا لرزیدم و دل گفت از این اصرار میترسد
نگو از عاشقی شاعر که امیدی به عشقت نیست
دل از اینکه شود پیش نگاهت خوار میترسد
شود تاجی به سر عشقت و گاهی خنجری باشد
دل از این حس نافرجام و این پیکار میترسد
عجب افسونگری کردی عجب سیمین بری بودی
ولی حسم از این دلداده ی در حال استغفار میترسد.
- ۸.۱k
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط