unexpected love 🤎 ☕️

unexpected love 🤎 ☕️
عشق غیره منتظره 🤎 ☕️
انچه گذشت
با چیزی که دیدم اشک تو چشم هام جمع شد
part ⁴⁴(پارت اخر)
ته ویو
اون.......اون تابلو نقاشی بود که من سفارش داده بودم
_ا...ات ....این چیه؟
+تابلویی که تو سفارش دادی دیگه
_و چسبوندن این به دیوار یعنی....
+یعنی بخشیدمت
+بیا باهم به زندگی قشنگی که کنار هم ساخته بودیم ادامه بدیم
وقتی اون کلمه رو گفت انگار دنیا رو بهم داده بودن
بلندش کردم و تو هوا چرخوندش
+بزارم زمین دیوونه( با خنده)
گذاشتمش زمین
_ات ..هیچ وقت دیگه نمیزارم اتفاقی که افتاد دوباره بیوفته و ازت ممنونم که بهم اعتماد کردی
و بغلش کردم
(۵سال بعد)
ات ویو
الان ۵ سال از اون ماجرا میگذره و خداروشکر اتفاق بدی نیوفتاده بلکه برعکس اتفاق های خوبی افتاده که الان میگم
جیمین و میونگ ازدواج کردن و صاحب که پسر خوشگل به اسم سئونگ تاک شدن
جیهوپ هم با سویون نامزد کردن و میخوان ازدواج کنن
آیونگ فعلا قصد ازدواج نداره ولی میدونیم با یکی دوسته
شاید باورتون نشه ولی چیا و بکهون هم باهمن درسته ما به دروغ گفتیم با همن ولی انگار قلم سرنوشت چیز دیگه ای رو براشون نوشته بود
منو تهیونگ هم یه دختر خوشگل دارین به اسم جانگ می
خلاصه همه مون زندگی خوبی داریم
درسته هر کدوم از ما خیلی وقت ها ناراحت و خیلی وقت ها خوشحال بودیم و خیلی سختی کشیدیم ولی همه رو پشت سر گذاشتیم و زندگی خوبی داریم
کلام اخر از زبان ادمین
اخرین حرفی هم که دارم بزنم اینه
میدونم همتون توی زندگی هاتون مشکل های مختلفی دارید ولی هر وقت از تلاش کردن برای حل مشکل هاتون خسته شدید به این فکر کنید که بی تی اس به هممون ثابت کرد میشه از ۰ به ۱۰۰ رسید دست از تلاش بر نداشت پس شما هم بهشون ثابت کنید که الگوی خوبی برای همه ما ارمی ها بودن و هستن
سخن ادمین
امیدوارم خوشتون اومده باشه
من تموم تلاشم رو کردم که دوست داشته باشید
دیدگاه ها (۸)

ازدواج به اجبار)))پارت ۴.......ویو خونه ی خانواده ی هوانگ:::...

پارت اول ویو لیا سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازد...

فیک استاد کیم پارت یک ویو ا.ت سلام من ا.تم ۲۰ سالمه دوساله ب...

شاهزاده دوست داشتنی من

رمان مافیای خشن من.پارت یک.«ویو ات»زندگیه خوبی دارم ۲۶سالمه ...

Do I love him, or do I hate him?p:⁷*رفتن داخل* ویو جینا +چیز...

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

به دلایلی دارم از ویسگون میرم.شاید دیگه برنگشتم البته میدونم...

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط