وسط خیابون‍ سرعتش‍... رو کم‍ کرد

وسط خیابون‍ سرعتش‍... رو کم‍ کرد
سرش‍... رو گذاشت‍ روی‍.. فرمون‍
حتی‍.. اگه‍ تصادف‍... هم‍ نمیکرد
دیگه‍ زنده‍ نبود🙃
دیدگاه ها (۴)

هندزفریش تو گوشاش بودناخوناشو تو دستش فشار میدادسیگار دستش ب...

-بَعد سیگآرْ آبنَبات چوبیُ^^-بِچَپونی تو دَهنت ڪِ خونِوادَت...

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶¹نامجون تلفنش رو روی میز گذاشت و گفت:نام...

dark life = 40

مافیایه عشق P:52

استیااا ببینین چه بلایی سر پسرامون اومدهه

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

dark life = 31

#عشق_سمی #پارت_دوم(این رمان فیکشن و فیک است و ربطی به دنیای ...

خون و عشق 🩸❤️پارت ششمسه روز گذشته بود.هان دیگه لینو رو ندیده...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p19از آخرین باری که جیمین رو دیده بود، سه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط