پارت

پارت ۸۴۵
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد....
بچه رو ازش گرفتم...رفتم عقب...سعی کردم ارومش کنم...ملیم اومد پیشم...
زنه_بچه مو بده...
_/بچه ای ماست نه تو...نمیدم
شاهین اومد رفت سمت ملی‌...
_به شیخ میگم تقاصشو پس میدین...همه تون...
ملی بچه رو گرفت...پشت کرد به شاهین...سینا هم میخواست بیاد سمتم که انگشت اشاره مو تحدید وار بالا اوردم...
_/سمت من اومدی نیومدیا!!!!
سینا دستاشو به معنی تسلیم بالا اورد رفت...
ملیکا_کجا بودی ؟ اگه واسه لونا اتفاقی میوفتاد چیکار میخواستی کنی!
شاهین شونه ای بالا انداخت...
_برام مهم نیست اون ‌... هرموقع ازم بچه اوردی اینارو بگو...الانم را بیوفت میخوام برم دو دقیقه ندیدمت‌...
_/نمیخوام اگه اون واست مهم نیست منم نیستم تو اصلا لیاقت پدر شدن نداری...
_رو مخم راه نرو ملیکا...
_/بیا بریم ارمی ...اینجا حالمو بهم میزنه...
ملی بی توجه به شاهین از اتاق اومد بیرون...لونا بعد کلی گریه خسته شد خوابید
_ملی شاهین خیلی عصبی بود میخوای برنامه امشبو کنسل کنیم...ریسکش زیاده ملی
_/نه ارمی باید زودتر از این خراب شده بریم هیچ کدوممون اینجا امنیت نداریم ندیدی بچه رو گرفته بود زنیکه...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۸۴۶رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۴۷رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۴۴رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۴۳رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

عشق واقعی پارت ۱٠ویو ات: اماده شدم که با کوک بریم دانشگاه که...

طراح عشق

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴² عشقی که به اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط