چشم‌هایت را که ببندند

چشم‌هایت را که ببندند

عاشق صدایی می‌شوی

گوش‌هایت را که بگیرند

عاشق بویی که ترغیبت می‌کند

بینی‌ات را که بگیرند

عاشق آن‌چه لمس می‌کنی

دست‌هایت را که ببندند

عاشق آن‌چه زیر پای توست

پاهایت را که بردارند

عاشق آن‌چه در سرت می‌گذرد

سرت که نباشد

عاشق آن‌چه در تو می‌تپد!

چیز‌های زیادی را باید از دست بدهی تا نوبت به قلبت برسد...!
دیدگاه ها (۱)

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای توگفتم که یک غزل بنویسم برای توا...

گرچه پشت پلکها مشغول پنهان کاری اند،چشمهایت بر خلاف آنچه می ...

...من بدم....تو خوب باشدیگر سراغم را نگیرخودم را جایی در این...

. باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام،...

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

مرد سایه ها 18

شیطون کوچولوی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط