سرجلسه ی امتحان بودیم که یه مراقب پیر مرد خیلی قاطی وعصبا
سرجلسه ی امتحان بودیم که یه مراقب پیر مرد خیلی قاطی وعصبانی داشتیم .آقا هیچکی جرات نمی کرد جم بخوره.یکی از هم کلاسیام که کنار من بود صندلیش, اتفاقا خیلیهم سوسوله دستشو کرد توی کیفش و یه دستمال درآورد والان فین نکن کی بکن ؟
مراقب فین کردنشو ندید؛حالا پیر مرده اومده بود روسرش گیر داده بود دستمالو باز کن ببینم تقلب توش نوشتی یا نه؟
اینم ۱۰۰ تا رنگ عوض کرد ومیگفت آخه نمیشه دستمالو باز کنم!!!
از این اصرار وازون انکار,تا آخرش دستمالو باز کرد وپیرمرده با یه صحنه ی وحشتناک روبرو شد وبلند گفت …اهههههه حالمو بهم زدی….
حالا قیافه بچه هارو خودتون تصور کنین…😂 😂 😂
#جوک_جوک
مراقب فین کردنشو ندید؛حالا پیر مرده اومده بود روسرش گیر داده بود دستمالو باز کن ببینم تقلب توش نوشتی یا نه؟
اینم ۱۰۰ تا رنگ عوض کرد ومیگفت آخه نمیشه دستمالو باز کنم!!!
از این اصرار وازون انکار,تا آخرش دستمالو باز کرد وپیرمرده با یه صحنه ی وحشتناک روبرو شد وبلند گفت …اهههههه حالمو بهم زدی….
حالا قیافه بچه هارو خودتون تصور کنین…😂 😂 😂
#جوک_جوک
- ۲.۰k
- ۰۷ بهمن ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط