و من در انتهای شب به تو می اندیشم

و من در انتهای شب به تو می اندیشم
به گرمی دستانت در یک روز سرد پاییزی
وبه هرم نفسهایت هنگامی دوستت دارم را زمزمه وار در گوشم نجوا میکنی
ای تو زیباترین عاشق
هرچه از تو بنویسم کم است

#میناسامعی
دیدگاه ها (۱)

دل‌های ما که بهم نزدیک باشند، دیگر چه فرقی می‌کند که کجای ای...

در حوالى يك عصر پاييزىسر زده به دنبالت مى آيمتا برويم در جاد...

قدم می زنم...پاهایم در شن ها دفن می شوندقطرات آب با باد هم ب...

خدا مـــرا تا اَبدوقف آغـ ـوش تو کرده دلبَــــر!🍃🌼🥂💛 ✍ #زهره...

عشقـ یا نفرت؟ تهیونگ داشت کیک رو تزئین میکرد اون روز سالگرد...

سه پارتی از سانزو‌ #پارت3ا.ت: جاننننننننن سرخ تر شد و لباس ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط