من

من
ملکه ی سرزمین آغوشت
می شوم
هر بار که تو
سرم را به سینه ات می فشاری
و دستهایت را
حلقه می کنی به دور بازوانم؛
وبوسه هایت
سربازانی از جان گذشته اند
که نمی گذارند
یک وجب از سرزمینم را حتی
با کسی قسمت کنم...
دیدگاه ها (۳)

وعده ی امروز و فردا کی به پایان می رسد ؟سوختم این دردمن پس ک...

از شقیقه‌ام خون می‌چکدتیر خورده استرویای روز‌های آرامقلبی که...

راستش را بخواهی؛هر روز که میگذرد،بیشتر از قبل عاشقت میشوم!!ب...

به انتظار مانده ام شایدبابرف این زمستان بیایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط