به خدا گفتم!

به خدا گفتم!
چرا مرا از خاک آفریدی؟
چرا از آتش نیستم !؟
تا هرکه قصد داشت بامن بازی کند،
او را بسوزانم !

خدا گفت: تو را از خاک آفریدم
تا بسازی ! . . . نه بسوزانی !
. از خاک آفریدم تا اگر آتشت زنند ! . . . بازهم زندگی کنی و پخته تر شوی . . .
تو را از خاک آفریدم تادر قلبت دانهٔ عشق بکاری ! . . .
و رشد دهی و از میوهٔ شیرینش زندگی را دگرگون سازی ! . . .
دیدگاه ها (۱۲)

پسران وابسته، دختران رویاییبه طور مطلق نمی توان گفت، اما برا...

۴۰ درس در ۹۰ سالگی"رجینابرت ، مقاله نویس ۹۰ ساله ،اوهایو"این...

مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصل...

گزاره امیدبخش در روزگار بحران برای تاب آوری معیشتی

گزاره امیدبخش درر وزگار بحران برای تاب آوری معیشتی بخش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط