عشق یا نفرت؟

عشق یا نفرت؟
(تابع قوانین ویسگون)
P⁵⁶
موقعیت:خونه جونیور
(امریکا=ساعت 6:09 PM)
ا/ت:
می‌را:مامانیییی(لبخند)
ا/ت:سلام دخترم(لبخند)بدو بیا بغلم
می‌را:(میاد توی بغلم)مامانی امروز افتادم زمین اما ی اقای مهربون کمکم کرد
ا/ت:وای..حالت خوبه؟چیزیت نشد؟(نگران)
می‌را:فقط پام زخم شد اما همون اقای مهربون روش دستمال گذاشت تا خوب بشه
ا/ت:پس خوبی؟
می‌را:اره
جونیور:می‌را..عزیزم برو توی اتاقت،با مامانت حرف دارم
می‌را:چشم عمو
*می‌را به سمت اتاقش رفت،جونیور خیلی عصبی بود،یکم نزدیکش شدم*
ا/ت:چیشده؟
جونیور:جونگکوک اومده امریکا..
ا/ت:جـ..جونگکوک؟
جونیور:اره..کسی هم که به می‌را کمک کرد جونگکوک بود
ا/ت:تو رو دید؟
جونیور:اره..
ا/ت:وای..
جونیور:هیس..چیزی نمیشه..
ا/ت:مـ..من باید برم پیش می‌را..
*رفتم طبقه بالا،صحنه ای که دیدم شوکم کرد،جونگکوک..جونگکوک کی اومد تو؟چرا داشت با می‌را بازی میکرد؟*
می‌را:مامانی..توعم بیا با ما بازی کن..
ا/ت:برو بیرون..
جونگکوک:نرم چی؟
ا/ت:برو بیرون؟
جونگکوک:(خفم میکنه)بچم رو از من پنهون میکنی؟به چه حقی؟
ا/ت:برو(داد)
می‌را:مامانی..حالت خوبه؟
ا/ت:هـ..ها؟عا..اره خوبم(لبخند)
*من تخیلی شده بودم،داشتم دیوونه میشدم،وای..یعنی ممکنه بیاد اینجا؟*


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۶)

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁵⁷(امریکا=ساعت 11:43 PM) ...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁵⁸جونگکوک:ا/ت..بچه بازی ر...

رماااااان جدیددددددداسم:عشق مثلثیشخصیت ها:ا/ت،یونگی،جیمین و....

فالوشه@masomehmoradi29

آتیشی که از بارون شروع شدpart 39ویوی ا. تچند لحظه فقط به جون...

آتیشی که از بارون شروع شدpart27ویوی ا. تچند ثانیه به جونگکوک...

آتیشی که از بارون شروع شد part 40ویوی ا. تتوی راه خونه پدر ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط