نقش آغوشت ڪشیدم

نقش آغوشت ڪشیدم
اتفاق افتاد عشق

بوسه های داغ چیدم
اتفاق افتاد عشق

هر چه از زلفِ پریشانت
پریشان تر شدم

چون به چشم تو رسیدم
اتفاق افتاد عشق

‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۵)

ِِٰحیاِ َٰرَاِ ِٰکهَ ََٰنِفَهِمِیِ ِ،،َ،!َ! چِاِدَرَ سَیاَهَ...

مـــراقبــــــ ...مـــرگـــــ هـاے خـامــوش بـاشیــدگــاهــے...

دل ســـــــــاده داشتن تاوان داردهر روز باید بدوزی زخم هایت ...

💔 ♠ ️کاش بـودی تا دلم تنها نبود💔 ♠ ️تا اسـیـر غـصـه فردا نـب...

🍒🌱یک شب پرنده شد دلِ من در هوای تو..پـَر زد، بـه روی بـامِ ب...

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به #شوقدردت بغل گرفته پریشان شوم...

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط