با اینکه خلق بر سر دل می نهند پا

با اینکه خلق بر سر دل می نهند پا
شرمندگی نمی کشد این فرش نخ نما

بهلول وار فارغ از اندوه روزگار
خندیده ایم! ما به جهان یا جهان به ما !

کاری به کار عقل ندارم به قول عشق
کشتی شکسته را چه نیازی به ناخدا

گیرم که شرط عقل به جز احتیاط نیست
ای خواجه! احتیاط کجا؟ عاشقی کجا؟

فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست
چون رود بگذر از همه سنگ ریزه ها
دیدگاه ها (۱)

ترا ندیده ام ولی ندیده دوست دارمتبه دست گرم عاشقی دوباره می ...

این حنجره جز با لب ِ تو، شعرنخواندهجز طعم ِصدایت به صدایش نچ...

ﻧﻔﺲ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﺑﺰﻧﻢ ...ﻧﻔﺲ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺲ...

آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کندمی‌باید اول عاشق مسکین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط