باورم نمیشه دارم پارت میزارم😂

باورم نمیشه دارم پارت میزارم😂

پارت ۲

۱:۰۰ شب

ات بیش از حد نگرانه جونگکوک بود و هرچی بهش زنگ میزد جواب نمیداد ، با نگرانی رو مبل نشسته بود که جونگکوک اومد ، ات رفت سمتش که دید حسابی مست کرده و صورتش خونیه

ات: ک.. کوکی چیکار با خودت کردی؟( بغض)

جونگکوک: مهم نیس..

ات: مهمه که میپرسم

جونگکوک: هوففف دعوا کردم

ات: با کی؟

جونگکوک: با هیون ( پسر خاله ات)

ات: چ..چیییی؟؟

جونگکوک با حالت مستی اومد سمته ات و مثله روانیا میخندید

جونگکوک: فکر کردی خونه روی صورتم ماله کیه ؟

ات: چیکارش کردی؟

جونگکوک: کاره خاصی نکردم فقط.......( به ات نزدیک شود که نفسش به صورت ات میخورد) روی جنازش قدم زدم بیب

ات: ت..ت.تو اونو کشتی؟

جونگکوک: اوهوم

ات: .....


ات از جونگکوک ترسیده بود و چند قدم رفت عقب

جونگکوک: یااا بیبی ازم میترسی؟

ات: جونگکوک برو بخواب..الان مستی نمیتونم باهات حرف بزنم

جونگکوک: عه عه اشتباه نکن بیب من مست نیستم

ات: یعنی واقعا تو کشتیش؟( ترس فراوان)

جونگکوک: حیح کشتنش خیلی آسون بود بیبی.... خب نگفتی

ات: چیو؟

جونگکوک: ازم میترسی؟

ات: اوهوم

جونگکوک با قدمای آروم به سمته ات میرفت و با هر قدمی که میرفت جلو ات میرفت عقب

جونگکوک: چرا ازم میترسی گرلم هوم؟( بم)

ات: ت..ت..تو هیون رو کشتی انتظار داری ازت نترسم؟

جونگکوک: مثله اینکه یادت رفته من مافیام گرلم ( بم)

ات:....

که یهو..
دیدگاه ها (۴)

امممم سلامممممم ، راستش واقعا نمیدونم چی بگم من از ته قلبم ا...

پارت ۱ ویو اتامروز با پسر خالم خیلی گرم گرفتم و معلوم بود جو...

𝙿𝚊𝚛𝚝 𝟸𝟻(صبح)ویو جونگکوکیک هفته از کات کردن منو ا/ت میگذره. چ...

مافیای عاشقپارت 4که صدایه یه نفر باعث شد ات سر جاش بمونهجونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط