چند پارتی

چند پارتی...
Professor min🖇💓
Part 2




یونجی: حالا چی میخواستی بگی که انقدر تا اینجا دویدی؟...
لارا: هااااا...وای یادم رفت...پروفسور مین...
یونجی با شنیدن اسم فرد مورد علاقش سریع از جاش بلند شد...
یونجی: چی؟...پروفسور مین چی شده؟...
لارا: اومده...
یوجی: چی اومد؟...
لارا: آره الان تو حیاطه بچه ها دورش رو گرفتن...
یوجی که انگار دنیارو بهش داده بودن سریع از جاش بلند شد...خواست از کلاس خارج شه که با کله خورد به یکی...سرش رو بلند کرد و با تهیونگ رو به رو شد...یونجی انقدر خوشحال بود که کلا یادش رفته بود نباید کسی بدونه اینا دوستن...
تهیونگ: کجا خانم مین؟...
یونجی: برو اونور ته ته
با این حرفش همه با تعجب بهشون خیره شدن..که یونجی تهیونگ رو کنار زد و با سرعت دوید طرف پله ها...تهیونگ برگشت طرف لایلا و گفت...
تهیونگ: این کجا رفت؟
لایلا: پیش عشقش...
تهیونگ: وای خوب این که حالا لو میده...
لایلا: میخوای زنگ بزن...
تهیونگ و لایلا که تازه فهمیده بودن باهم خودمونی رفتار کردن...تهیونگ سریع خودش رو جمع کرد..و گوشی رو در آورد و با یونچی تماس.. گرفت که به دقیقه نکشید که صدای یونگی پشت گوشی شنیده می‌شد..
یونگی: چیه؟..
تهیونگ: الان لو میری...
یونگی: چی رو؟
تهیونگ: یونجی...
یونگی: چرا؟..
تهیونگ: چون داره مثل فشنگ میاد طرفت...
یونگی: خوب بیاد...
تهیونگ: چی میگی؟..لو میری بدبخت...
یونگی: فدا سرش...
تهیونگ: هر جور خودت میدونی...



...
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

Professor min🖇💓Part 3بلافاصله بعد از قطع کردن گوشی جسم کوچیک...

Professor min🖇💓Part 4یونجی: یعنی مهم نیست؟...یونگی: نه عزیزم...

چند پارتی...Professor min🖇💓Part 1بعد از بیدار شدن...باز با ج...

تولدم مبارک 💖🥺

من عاشق شدمپارت (25)☆☆☆☆☆☆☆☆☆(ته ها دراز میکشه تو رخته خوابش...

black flower(p,254)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط