می‌خواستم که زخم دلت را رفو کنم ...

می‌خواستم که زخم دلت را رفو کنم ...
خود را میان بی‌کسی‌ات جستجو کنم ...

وقتی سکوت روی لبت موج می‌زند ...
با شعرهای تازه‌ی تو گفتگو کنم ...

آرامشی که سرمه به چشمم کشیده را ...
با چشم‌های مضطربت روبه‌رو کنم ...

گاهی نمک بریزم و گاهی عسل شوم ...
شاید مزاج تلخ تو را زیر و رو کنم ...

می‌خواستم که سبزی چشمان خویش را ...
با دختران سبزه‌ی شهرت هوو کنم ...

اما همیشه ساکت و سردی و مانده‌ام ...
خود را چطور در دل سنگت فرو کنم؟
دیدگاه ها (۱)

پا نهادم به مسیری که گذر ممنوع استپرزدن سمت تو با شوق و خطر ...

من شبی طولانی ام ، یلدا تر از اینم نکنجنگ دارم با خودم ، غوغ...

خیانت اشتباه

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت هـجـــׄ...

پارت 179

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط