یکصد و چهارده اشارت در تعظیم مقام شهدا

✦ یکصد و چهارده اشارت در تعظیمِ مقامِ شهدا ✦

بخش ششم

۳۸. شهدا افقِ فروپاشیِ سلطهٔ میل در پرتوِ تکلیف‌اند.

شرح: میلِ نفسانی بر انسان سلطه دارد؛ شهید به مقامی رسیده که این سلطه در پرتوِ تکلیفِ الهی فرو ریخته و دیگر میل بر او حکومت نمی‌کند، بلکه تکلیف حاکم است.

۷۲. شهدا ترازِ ظهورِ صدقِ ایمان در لحظهٔ امتحان‌اند.

شرح: ایمان در آسایش ادّعاست؛ صدقِ آن در لحظهٔ امتحان آشکار می‌شود. شهید کسی است که در سخت‌ترین لحظهٔ آزمایش، صدقِ ایمانش به ظهور رسیده و ثابت کرده که دعوایش حقیقی بوده است.

۷۳. شهدا نقطهٔ انکشافِ حقیقتِ توکّل در میدانِ خطر‌اند.

شرح: توکّل در امنیّت سهل است؛ حقیقتِ آن در میدانِ خطر منکشف می‌شود. شهید در آن لحظه که مرگ در برابرش ایستاده، توکّلش را به نمایش گذاشته و ثابت کرده که اتّکایش بر حق بوده، نه بر اسباب.

۷۴. شهدا تعیّنِ ترجیحِ امرِ الهی بر تدبیرِ عقلِ معاش‌اند.

شرح: عقلِ معاش همواره تدبیرِ بقا می‌کند؛ شهید به مقامی رسیده که امرِ الهی را بر تمامِ تدبیرهای عقلِ معاش ترجیح داده و این ترجیح نه از سرِ جهل، بلکه از سرِ بصیرتِ عالی است.

۷۵. شهدا افقِ استقرارِ یقین در برابرِ اضطرارِ بقا‌اند.

شرح: اضطرارِ بقا قوی‌ترین نیرویِ طبیعی در انسان است؛ شهید به مقامی از یقین رسیده که این اضطرار در برابرِ آن ناتوان مانده و یقینش بر غریزهٔ بقا غلبه یافته است.

۷۶. شهدا حدِّ انکشافِ عبودیّت در افقِ بذلِ وجود‌اند.

شرح: عبودیّت مراتب دارد؛ کامل‌ترین مرتبهٔ آن در بذلِ وجود منکشف می‌شود. شهید عبودیّتش را به آن حدّ رسانده که حاضر شده جانش را در راهِ مولا بگذارد.

۷۷. شهدا تعیّنِ فروپاشیِ ارادهٔ تملّکی در پرتوِ امرِ الهی‌اند.

شرح: انسان همواره می‌خواهد مالک باشد — مالکِ جان، مالِ و فرزند؛ شهید ارادهٔ تملّکی را در پرتوِ امرِ الهی فرو ریخته و پذیرفته که مالکِ حقیقی فقط خداست.

۷۸. شهدا افقِ ترجیحِ رضایِ حق بر ضرورتِ بقایِ نفس‌اند.

شرح: بقایِ نفس ضرورتی طبیعی است که هر موجودی به آن متمایل است؛ شهید رضایِ حق را بر این ضرورت ترجیح داده و ثابت کرده که مقصدش رضای خداست، نه بقای خود.

۷۹. شهدا ترازِ انعقادِ حیاتِ انسانی بر حقیقتِ تکلیف‌اند.

شرح: حیاتِ انسان معمولاً بر محورِ لذّت و منفعت می‌چرخد؛ شهید حیاتش را بر محورِ تکلیف منعقد ساخته و زندگی‌اش را به معنای حقیقی‌اش — که همانا انجامِ وظیفه است — رسانده.

۸۰. شهدا نقطهٔ استقرارِ ارادهٔ ایمانی در میدانِ ابتلاء‌اند.

شرح: ارادهٔ ایمانی در آسایش متزلزل است؛ شهید ارادهٔ خویش را در میدانِ ابتلا مستقر ساخته و ثابت کرده که ارادهٔ او بر پایهٔ ایمانِ راسخ بنا شده است.

۸۱. شهدا تعیّنِ عینیِ وفایِ به عهدِ الهی در لحظهٔ خطر‌اند.

شرح: عهدِ الهی در امنیّت آسان است؛ وفای به آن در لحظهٔ خطر به تعیّنِ عینی می‌رسد. شهید در آن لحظه که جانش در خطر است، بر عهدِ خود با خدا وفادار مانده و این وفاداری را عملی ساخته است.

۸۲. شهدا افقِ استعلایِ یقین بر محاسبهٔ نفس‌اند.

شرح: نفس همواره محاسبه می‌کند — محاسبهٔ سود و زیان، بقا و فنا؛ شهید به مقامی از یقین رسیده که این محاسبات در برابرِ آن ناچیز شده و یقینش بر تمامِ محاسبات نفسانی استعلا یافته است.

۸۳. شهدا ترازِ عبورِ انسان از خودبنیادی به ولایتِ الهی‌اند.

شرح: انسان معمولاً خودبنیاد است — خود را محورِ جهان می‌بیند؛ شهید از این خودبنیادی عبور کرده و وجودش را بر محورِ ولایتِ الهی بنا نهاده است.

۸۴. شهدا حدِّ ظهورِ صدقِ ایمان در آستانِ فنا‌اند.

شرح: آستانِ فنا جایی است که همه چیز آشکار می‌شود؛ شهید در این آستانه صدقِ ایمانش را به ظهور رسانده و ثابت کرده که ایمانش تا لحظهٔ آخر پابرجا بوده است.

۸۵. شهدا تعیّنِ فعلیِ عبودیّت در نقطهٔ انقطاع از بقا‌اند.

شرح: عبودیّت در نقطهٔ انقطاع از بقا به فعلیّتِ کامل می‌رسد؛ شهید در آن لحظه که از بقا منقطع می‌شود، عبودیّتش را به کمال رسانده و ثابت کرده که بندهٔ حقیقی است.

🔁 انتشار دهید — تا صدای ملتِ ایمان به گوشِ جهان برسد

✍️ به قلم: بهرام محمدی DBA

@bmlimit حَـدِ 🇮🇷

#مرگ_بر_آمریکا 🇺🇸🚫

#مرگ_بر_اسرائیل 🇮🇱🚫
دیدگاه ها (۲)

سلامتیِ رهبر، استمرارِ سریانِ دمِ شهادت در شریانِ تاریخ‌مندی...

✦ یکصد و چهارده اشارت در تعظیمِ مقامِ شهدا ✦بخش هفتم: اشارات...

✦ یکصد و چهارده اشارت در تعظیمِ مقامِ شهدا ✦بخش چهارم۶. شهدا...

✦ یکصد و چهارده اشارت در تعظیمِ مقامِ شهدا ✦بخش سوم۱۴. شهدا ...

✦ یکصد و چهارده اشارت در تعظیمِ مقامِ شهدا ✦بخش اول۱. شهدا ح...

✦ یکصد و چهارده اشارت در تعظیمِ مقامِ شهدا ✦بخش دوم۶. شهدا ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط