هرچند که دلتنگ تر از تنگ بلورم

هرچند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه‌تر از دامن الوند
بشکوه‌تر از کوه دماوند، غرورم

یک عمر پریشانیِ دل بسته به مویی ست
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم...

ای عشق به شوق تو گذر می‌کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم...

بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره‌ی نیلوفرم و تشنه‌ی نورم
دیدگاه ها (۲)

من تو را، من دوستت دارم، بفهم!پس مشو اربابِ آزارم، بفهم!من ت...

از جاده ی احساس تو ، از درد نوشتماز یک دل غمگین، دل یک مرد ن...

با تو می مانم که از نام تو دل آذین شود تا که شرح عشقمان یک ق...

قهرمان غزلیات منی ...می دانی ...؟لا به لای غزلم درد مرا ...م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط