حسرت نبرم به خواب آن مرداب

حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کآرام درون دشت شب خفته است
دریایم ونیست باکم از طوفان
دریا همه شب ، خوابش آشفته است ... !
دیدگاه ها (۲)

منم لایک میخوام ... !

یک صندلی خالی کنار رویاهایم از آن توست ...بمانی یا بروی دوست...

قایقی خواهم ساخت ...خواهم انداخت به آب ...دور خواهم شد از ای...

لاک ناخن ...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

پارت ۷ | صبح بعد از طوفانصبح بعد از آن شب، هوا کاملاً آرام ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط