پارت

پارت۱۳
رز وحشی
ات...
با نور خورشید بیدار شدم رفتم صورتمو شستم بعد رفتم داخل تراس که در زده شد
ات:بله
کوک:بیام؟
ات:بیا
اومد داخل تراس و از پشت بغلم کرد و گفت
کوک: نمیخای آماده شی؟
ات:مگه جایی میخایم جایی بریم؟
کوک:پیش مامان سلین دیگه؟
دستاش رو که دورم گِره کرده بود رو باز کردم و برگشتم سمتش
ات :حالت خوبه ؟
کوک:هوم حالم خوبه
ات:اصلاً شبیه اون جونگ کوک نیستی
کوک:دوست داری وحشی باشم
ات:نه نه نه همین کوکی خودم بهتره! {همین کوکی خودم بهتره رو اروم گفت}
وایی ریدم فهمید؟
کوک:یه کمی بی ادبی کردی ولی من دوست داشتم {پوز خند صدا دار}
ات:داری منو با این کنترل میکنی ؟
کوک:هوم
ات:خوب من برم حاضرشم
کوک:منم برم حاضرشم ولی اول بیرم صبحونه بخوریم
ات:هوم بریم
باهم رفتیم پایین
ات:خودت چیندی؟
کوک:هوم اره
بغلش کردم و رفتم نشستم روی صندلی شروع کردم به خوردن

چند مین بعد
تموم شد بلند شدم
ات:من جمع میکنم
کوک:خودم جمع میکنم تو برو حاضر شو
{الاهی بمیرم برات }
ات:چه مهربون
در جوابم لبخندی زد منم سریع رفتم داخل اتاق اول رفتم حمام بعد اومدم بیرون

۸تا لایک
۲۰کامنت
۴بازنشر
دیدگاه ها (۱)

۱۰۰تایی شدیمممممممم 🥺🥺❤❤💜💜💃💃

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۲۶

هنرمن کوچولوی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط