مَن خزیدم در دلِ بستر
مَن خزیدم در دلِ بستر
خسته از تشویش و خاموشی
گفتم: «ای خواب، ای سرانگشت کلید باغهای سبز!
چشمهایت برکهیِ تاریکِ ماهیهایِ آرامش!
کولبارت را به روی کودکِ گریان من بگشا
و بِبَر با خود مرا به سرزمینِ صورتی رَنگِ پریهای فراموشی».
#فروغ_فرخزاد
#شعر_سپید 🎨
خسته از تشویش و خاموشی
گفتم: «ای خواب، ای سرانگشت کلید باغهای سبز!
چشمهایت برکهیِ تاریکِ ماهیهایِ آرامش!
کولبارت را به روی کودکِ گریان من بگشا
و بِبَر با خود مرا به سرزمینِ صورتی رَنگِ پریهای فراموشی».
#فروغ_فرخزاد
#شعر_سپید 🎨
- ۴۶۲
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط