آدم چطور می تواند،

آدم چطور می تواند،

پشت دری که قفل نیست،

این قدر زندانی مانده باشد؟
دیدگاه ها (۰)

باختم!صادقانه می گویمشرمم رابه چشم هایشقلبم رابه حرف هایشو ع...

خواستم تا ته این قصه بمانم که نشدغزلی از ته دل با تو بخوانم ...

من بی تو نیستم، تو بی من چه می کنی؟بی‌صبح ای ستاره‌ی روشن چه...

آن هنگام که خواهان عشق‌ اَندزیباترین واژه ها را می‌آورندبرای...

مهم نیست که قفل‌ها دست کیستمهم اینست که کلیدها دست خداستدر ا...

قطره های آب روی شیشه عینک...شفاف و لغزنده...درست شبیه دل آدم...

وقتی کیفیت در جزئیات دیده میشود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط