مهندسی آشوب؛ سلاحِ نامرئی!
مهندسی آشوب؛ سلاحِ نامرئی!
✍ سید علیرضا آلداود
اگر ۱۰۰ مورچه سیاه و ۱۰۰ مورچه قرمز را در یک شیشه بریزید، هیچ اتفاقی نمیافتد
🔹اما اگر شیشه را تکان دهید، مورچهها شروع به کشتن یکدیگر میکنند.
🔹مورچههای قرمز معتقدند سیاه دشمن است، در حالی که سیاهان معتقدند قرمز دشمن است.
🔹اما دشمن واقعی کسی است که شیشه را تکان داده است.
🔹در جامعه ما هم همینطور است. قبل از شروع مبارزه با یکدیگر، باید از خود بپرسیم: چه کسی شیشه را تکان داد؟
در شرایط آتش بس و تفاهم به آتش کشیده شده توسط تروریست های آمریکایی و ترامپ اپستینی، دشمن پس از ناکامی دستیابی به اهداف اصلیش در کنار ضربات سخت، به راهبرد «تکان دادن شیشه» روی آورده است؛ این همان جوهرهی جنگ شناختی و ترکیبی است. هدف دشمن در این فاز، تسخیر فیزیکی سرزمین (شیشه) نیست، بلکه وادار کردن اجزای درون آن (مردم و گروههای اجتماعی) به نابودی یکدیگر است. با تزریق سمِ بدبینی و بزرگنمایی تفاوتها از طریق الگوریتمهای فضای مجازی، دشمن تلاش میکند تا «دیگریسازی» و «دشمنپنداری» را از مرزهای جغرافیایی به درون مرزهای اجتماعی منتقل کند تا ساختار قدرت و همبستگی ملی از درون فرو بریزد.
در این میان، مورچههای سیاه و قرمز نماد گرایشها، قومیتها و طبقات مختلف اجتماعی هستند که ذاتاً در کنار هم در یک اکوسیستم (شیشه) تعریف میشوند. هنر جنگ روایتها این است که به هر گروه القا کند بقای آنها در گرو حذف گروه دیگر است. دشمن با مهندسی اخبار جعلی و برجستهسازی شکافهای تاریخی یا سیاسی، تمرکز جامعه را از منافع ملی به تضادهای درونی معطوف میکند. در این وضعیت، انرژی جامعه به جای صرف شدن برای بیرون ریختن از شیشه یا مقابله با تکاندهنده، صرف جنگهای فرسایشی داخلی میشود که تنها برنده آن، صاحبِ دستِ تکاندهنده است.
اولین و حیاتیترین راهکار مقابله، ارتقای سواد رسانهای و بصیرت شناختی برای شناسایی تکاندهنده شیشه است. جامعه و نخبگان باید بیاموزند که پیش از واکنش به هر خبر جنجالی یا تحریکآمیز در فضای مجازی، مکث کرده و بپرسند: چه کسی از این تنش سود میبرد؟. رسانههای ملی و تریبونهای رسمی باید به جای تمرکز بر دعواهای مورچهها، مدام انگشت اشاره را به سمت دست نامرئی که شیشه را تکان میدهد بگیرند و ماهیت بیرونیِ بحرانسازیها را افشا کنند تا ذهنیت تودهها از تقابل درون به دفاع مشترک تغییر یابد.
دومین راهکار، جهاد تبیین برای ساخت روایت وحدتبخش است. باید گفتمانی ایجاد شود که در آن، منافع مشترک ملی (مانند امنیت، اقتصاد و استقلال) بر تفاوتهای سلیقهای یا سیاسی ارجحیت مطلق داشته باشد. رسانهها باید به جای بازتولید کلیدواژههای تفرقهانگیز، بر روی نقاط اشتراک تاریخی و فرهنگی تمرکز کنند و نشان دهند که در شرایط بحرانی، تمام مورچههای درون شیشه سرنوشتی مشترک دارند و غرق شدن شیشه، هیچ نفعی برای سیاه یا قرمز نخواهد داشت.
در نهایت، راهکار سوم حاکمیت دادهها و مدیریت پلتفرمی است. برای جلوگیری از تکانهای مخرب شیشه، نیاز است تا زیرساختهای ارتباطی و رسانهای بومی تقویت شوند تا امکان دستکاری احساسات جامعه توسط دشمن محدود گردد. این امر مستلزم ایجاد اتاقهای فکر جنگ شناختی است که به صورت لحظهای و دقیق سمپاشیهای دشمن را خنثی کرده و با پادزهرهای رسانهای، آرامش را به شیشه بازگردانند تا جامعه به جای کشتن یکدیگر، به فکر بیرون انداختنِ عاملِ آشوب از صحنه روزگار باشند ان شا الله
💡 سید علیرضا آلداود
👈 عضو شوید
✍ سید علیرضا آلداود
اگر ۱۰۰ مورچه سیاه و ۱۰۰ مورچه قرمز را در یک شیشه بریزید، هیچ اتفاقی نمیافتد
🔹اما اگر شیشه را تکان دهید، مورچهها شروع به کشتن یکدیگر میکنند.
🔹مورچههای قرمز معتقدند سیاه دشمن است، در حالی که سیاهان معتقدند قرمز دشمن است.
🔹اما دشمن واقعی کسی است که شیشه را تکان داده است.
🔹در جامعه ما هم همینطور است. قبل از شروع مبارزه با یکدیگر، باید از خود بپرسیم: چه کسی شیشه را تکان داد؟
در شرایط آتش بس و تفاهم به آتش کشیده شده توسط تروریست های آمریکایی و ترامپ اپستینی، دشمن پس از ناکامی دستیابی به اهداف اصلیش در کنار ضربات سخت، به راهبرد «تکان دادن شیشه» روی آورده است؛ این همان جوهرهی جنگ شناختی و ترکیبی است. هدف دشمن در این فاز، تسخیر فیزیکی سرزمین (شیشه) نیست، بلکه وادار کردن اجزای درون آن (مردم و گروههای اجتماعی) به نابودی یکدیگر است. با تزریق سمِ بدبینی و بزرگنمایی تفاوتها از طریق الگوریتمهای فضای مجازی، دشمن تلاش میکند تا «دیگریسازی» و «دشمنپنداری» را از مرزهای جغرافیایی به درون مرزهای اجتماعی منتقل کند تا ساختار قدرت و همبستگی ملی از درون فرو بریزد.
در این میان، مورچههای سیاه و قرمز نماد گرایشها، قومیتها و طبقات مختلف اجتماعی هستند که ذاتاً در کنار هم در یک اکوسیستم (شیشه) تعریف میشوند. هنر جنگ روایتها این است که به هر گروه القا کند بقای آنها در گرو حذف گروه دیگر است. دشمن با مهندسی اخبار جعلی و برجستهسازی شکافهای تاریخی یا سیاسی، تمرکز جامعه را از منافع ملی به تضادهای درونی معطوف میکند. در این وضعیت، انرژی جامعه به جای صرف شدن برای بیرون ریختن از شیشه یا مقابله با تکاندهنده، صرف جنگهای فرسایشی داخلی میشود که تنها برنده آن، صاحبِ دستِ تکاندهنده است.
اولین و حیاتیترین راهکار مقابله، ارتقای سواد رسانهای و بصیرت شناختی برای شناسایی تکاندهنده شیشه است. جامعه و نخبگان باید بیاموزند که پیش از واکنش به هر خبر جنجالی یا تحریکآمیز در فضای مجازی، مکث کرده و بپرسند: چه کسی از این تنش سود میبرد؟. رسانههای ملی و تریبونهای رسمی باید به جای تمرکز بر دعواهای مورچهها، مدام انگشت اشاره را به سمت دست نامرئی که شیشه را تکان میدهد بگیرند و ماهیت بیرونیِ بحرانسازیها را افشا کنند تا ذهنیت تودهها از تقابل درون به دفاع مشترک تغییر یابد.
دومین راهکار، جهاد تبیین برای ساخت روایت وحدتبخش است. باید گفتمانی ایجاد شود که در آن، منافع مشترک ملی (مانند امنیت، اقتصاد و استقلال) بر تفاوتهای سلیقهای یا سیاسی ارجحیت مطلق داشته باشد. رسانهها باید به جای بازتولید کلیدواژههای تفرقهانگیز، بر روی نقاط اشتراک تاریخی و فرهنگی تمرکز کنند و نشان دهند که در شرایط بحرانی، تمام مورچههای درون شیشه سرنوشتی مشترک دارند و غرق شدن شیشه، هیچ نفعی برای سیاه یا قرمز نخواهد داشت.
در نهایت، راهکار سوم حاکمیت دادهها و مدیریت پلتفرمی است. برای جلوگیری از تکانهای مخرب شیشه، نیاز است تا زیرساختهای ارتباطی و رسانهای بومی تقویت شوند تا امکان دستکاری احساسات جامعه توسط دشمن محدود گردد. این امر مستلزم ایجاد اتاقهای فکر جنگ شناختی است که به صورت لحظهای و دقیق سمپاشیهای دشمن را خنثی کرده و با پادزهرهای رسانهای، آرامش را به شیشه بازگردانند تا جامعه به جای کشتن یکدیگر، به فکر بیرون انداختنِ عاملِ آشوب از صحنه روزگار باشند ان شا الله
💡 سید علیرضا آلداود
👈 عضو شوید
- ۲.۱k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط