سونا. ات ات خوبیییی

سونا. ات ات خوبیییی

ات. اوهومم سوناااا ارباببب مین فهمیددد هقققققق هققققق(گریه)

سونا واییی

اجوما. سوناااا ارباب پارک کارت داره

سونا. ب.. باش

رفت
سونا. تق تق تق تق تق تق تق

جیمین. بیا تو

سونا. کاری داشتید

جیمین. دختره ی هر.زه از من حامله ابیییی

سونا. هق هق ارباب پارک غلط کردم (گریه)

جیمین. بر باشه باشه برو بعد برو استراحت تو دیگع ملکه ی امارت منی وصدام نیکنی جیمین فهمیدی

سونا. چییییی

جیمین. همین که شنیدی

سونا. ب.. باش

سونا رفت

شوگا. اتتتتتتتت(داد)

ات. ب.. بله ارباب

شوگا. ات تو همیشه استراحتی فهمیدی تو دیگه ملکه ی منی و منو یونگی صدا میکنی
اکی

ات. چ.. چشم اربا...... یونگی

شوگا. رسمی هم حرف نزن

ات. باش

شرایط پارت بعد

6تا لایک
2تا کامنت
وایییی دستم شکستتتت😥😥😥😭😭😭
دیدگاه ها (۶)

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

part:34که جیمین خونش به جوش اومد و با چشمای که حسادت ازش موج...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:3بادا«نویسنده...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۲نویسنده:یه ماه همینجوری گذشت ات با یونجون و کای حرف می...

پیوند خون و اختیارپارت ۷ | سایه‌ای از گذشتهصبح اون روز، برخل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط