شبی بوسیدنت را مست میخواهم نمی فهمی!

شبی بوسیدنت را مست میخواهم نمی فهمی!
بغل با دست هم در بست میخواهم نمی فهمی؟

به تن کردم لباس بی خیالی را خدا داند
که عریان بودنت را مست میخواهم نمی فهمی!

مرا دعوت کن آنجا زیر باران ،رقص هم باشد
لب و آغوش گرم و دست میخواهم نمی فهمی!

چه رویای قشنگی دارم از چشمان تو آری
هر آنچیزی که بود و هست میخواهم نمیفهمی؟

مرا تکرار کن هرشب به راهی گاه، میفهمی؟
تورا با عشق در بن بست می خواهم نمیفهمی!
دیدگاه ها (۴)

شب به سحر نمیرسد ، گر نکنم خیال تو....این دل بیقرار من ، رشک...

چشم هایت سبز روشن، قامتت نیلوفریمن بلا گردان چشمت، ماهتابی ی...

↔ﺍﻭﻧـــــــﯽ ﮐــــِـــﻪ ﻭﻗــــﺘـــــﯽ ﺑـــــﺎ ﻣــــن ﺳــﺮﺩ ﺑ...

چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب استدرست مثل همین باران…ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

سناریو اوبیکاکا

شبی بوسیدنت را مست میخواهم نمی فهمی!بغل با دست هم در بست میخ...

از عاشقی دست کشیدم

🍁سردرگمی سوال قشنگی ست بعد تو🍁

به اندازه ی تمام غروبها می گیرد... چشمهایم را فراموش می ...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط